لایه های مغز و هوش مالی
آلبرت انیشتین می گوید:" تخیل خیلی مهم تر از دانش است."
در تعریف لایه های مغز آن را به سه لایه اصلی تقسیم می کنند:
1- نیم کره چپ مغز 2- نیمکره راست مغز 3- ذهن ناخوداگاه
1- نیمکره چپ مغز
این بخش از مغز عموما برای خواندن، نوشتن، صحبت کردن و منطق استفاده می شود. کودکانی که در مدرسه عملکرد خوبی دارند، نیم کره چپ مغزشان به خوبی پرورش داده شده است. بنا بر تحقیقات گاردنر روی هوش های چندگانه، نیم کره چپ مغز بیشتر مرتبط با هوش زبانی، منطقی- ریاضی و بین فردی است. نویسنده، دانشمند، وکیل، حسابدار و معلم برخی از شغل های این دسته از افراد هستند.
2- نیمکره راست مغز
این بخش از مغز در ارتباط با تصاویر، هنر، موسیقی و هر کاری است که به خلاقیت و تخیل مرتبط باشد. طبق تحقیقات گردنر، هوش های موسیقیایی و تصویری فضایی بیشترین ارتباط را با نیم کره راست مغز دارند. طراح، معمار و موسیقیدان برخی از شغل های افرادی است که هوش غالبشان این موارد هستند.
3- ذهن ناخوداگاه
این قدرتمندترین بخش مغز است. زیرا شامل " ذهن قدیمی" است که اغلب به نام ذهن اولیه شناخته می شود. ذهن اولیه بیشتر شبیه مغز یک حیوان است. این بخش از مغز فکر نمی کند، بلکه واکنش نشان می دهد، می جنگد، فرار می کند یا می ایستد.
با توجه به تحقیقات انجام گرفته ، هوش درون فردی بیشترین ارتباط را با ذهن ناخودآگاه ارد. به نظر من این هوش درون فردی است که در نهایت مشخص می کند آیا شخص ددر زندگی، عشق، سلامتی و پول موفق می شود یا خیر. زیرا ذهن ناخودآگاه قدرتمندترین بخش مغز است، به خصوص در شرایطی که تحت فشار هستیم.
همچنین ذهن ناخودآگاه فعالیت های اندامی ما را از طریق هوش اندامی- جنبشی تحت تاثیر قرار می دهد. مثلا در بازی گلف ممکن است اضطراب باعث شود یک گلف باز توپی ساده را از دست دهد. ممکن است شخصی به صورت ناخوداگاه بایستد و به خاطر ترس از اشتباه هیچ حرکتی نکند یا به خاطر امنیت شغلی در شغلی بماند که دوست ندارد.
افرادی که هوش درون فردی زیادی دارند، می توانند تمایلات ذهن ناخوداگاهشان را به مبارزه، فرار یا ایستادن کنترل کنند. آن ها ممکن است ایستادن را به فرار ترجیح دهند . اگر بایستند، ممکن است مبارزه را انتخاب کنند. نکته این است ک آن ها هوش لازم را برای پاسخ مناسب دارند. اگر عصبانی هستند، می توانند با خونسردی صحبت کنند و اگر ترسیده باشند، می توانند با ترسشان روبه رو شوند.
مردم هنگام ترسیدن متفاوت فکر می کنند. اگر ترسو باشند، احتمالا می گویند :" من نمی توانم آن کار را انجام بدهم. اگر شکست بخورم، چه؟ یا " این کار خطرناک است." این را با کسی که ذهن نیمه هوشیار او حالت مبارز دارد، مقایسه کنید. چنین فردی به صورت ناخودآگاه می گوید:" من به آن ها اثبات می کنم که می توانم این کار را انجام دهم."
بسیار مهم است که بتوانید حالت ناخوداگاه ذهنتان ار قبل از فکر کردن و تصمیم گیری انتخاب کنید. وقتی که حس بهتری داریم، کارمان را بهتر و با کیفیت تر انجام می دهیم و زمانی که در حالت ترس یا فرار از یک موقعیت و شرایط هستیم، افکارمان ترسناک می شود. بنابرین بهتر است قبل از استفاده از نیم کره چپ یا راست مغزتان، حالت ناخوداگاه ذهن را انتخاب کنیم تا به نتایج بهتری برسیم.
بهترین مشاغل برای افراد با هوش درون فردی، شغل هایی هستند که نیازمند کنترلی عظییم بر اضطراب هستند. مثلا افسر پلیس، پرستار و پزشک بخش اورژانس، آتش نشان ها و سربازان نیازمند هوش درون فردی بالایی هستند. من می گویم کارآفرینان نیز به سطح بالایی از این هوش نیاز دارند.
کدام بخش از مغز ما پول ما را کنترل می کند؟
اگر دقت کرده باشید یک سوال اساسی وجود دارد که بیشتر افراد پیش می آید که در زمینه موضوعی حرفشان با عملشان یکی نیست. برای مثال اگر از اشخاص بپرسیم که "آیا می خواهی که ثروتمند شوی یا خیر، اکثر مردم با استفاده از هوش زبانی در نیم کره چپ مغزشان خواهند گفت که بله من واقعا می خواهم ثروتمند باشم. مشکل در هوش زبانی نیم کره چپ مغزشان نیست؛ مشکل ذهن ناخودآگاهشان است که می گوید:" تو نه. تو هیچ وقت ثروتمند نخواهی شد." یا " تو چطور می توانی ثروتمند باشی؟ تو هیچ پولی نداری."
این ترس از شکست در ناخودآگاه انسان باعث می شود او عقب بماند. معلمان در مدرسه از همین ترس برای تحریک دانش آموزان استفاده می کنند و از آنان می شنویم که می گویند:" اگر نمره خوبی نگیری، کار خوبی به دست نمی آوری." بعدا دانش آموزانی که شغل خوبی به دست آورده بودند ولی می خواستند که شغلشان را عوض کنند به خاطر همین ترس در زندان کارشان می ماندند.
فردی را تصور کنید که وکیل و شاگرد ممتاز یکی از بهترین دانشگاه های معتبر در دنیاست و می خواهد که شغلش را تغییر دهد، ولی نمی تواند. او به خاطر ترس از شکست و به دست نیاوردن پول کافی، از انجم کارهای جدید می ترسد و گاهی به اطرافیانش در این رابطه می گوید که :" من برای مدت زیادی وکیل بوده ام. نمی دانم چه کار دیگری انجام دهم. چه کس دیگری به اندازه الان به من حقوق پرداخت خواهد کرد؟" او نیم کره چپ مغز فوق العاده، نیم کره راست پرورش نیافته و ذهن ناخودآگاه خارج از کنترلی دارد.
ذهن ناخودآگاه قدرتمندترین بخش مغز است؛ به قدری که عادات ما را کنترل می کند. مثلا شخصی را که اعتیاد به چیزی دارد و خواهان ترک عادت خود است؛ را تصور کنید این افراد به صورت منطقی می توانند تمام اثرات مضر این اعتیاد را برای نیم کره چپ مغزش توضیح دهد و عکش های ترسناک سرطان حاصل از این اعتیاد را متصور شود؛ اما همچنان با تمام وجود ذهن ناخوداگاهش مایل به ادامه این اعتیاد باشد.
این ذهن ناخوداگاه زندگی ما را به روش های مختلفی کنترل می کند و فرقی ندارد که ما دانش آموز نمره الف یا نمره دال باشیم؛ برای اکثر مردم در زمینه مالی، جنگی بین بخش های مختلف مغز آن ها به وجود می آید. همین کشمکش است که باعث می شود که خیلی از مردم پایین تر از سطح متوسط خودشان زندگی کنند؛ در حالی که در واقعیت آن ها می خواهند استاندارد زندگی شان را بهبود ببخشند و ثروتمند باشد.
در ادامه بیشتر بخوانید: